روزی روزگاری با قلبی شکسته، دختری به اسم اِوِجلین فاکس که عمیقاً به «پایان خوش» داستانهای پریان اعتقاد داره، با عروسی عشقش با کس دیگهای روبرو میشه و تمام رویاهاش نابود میشن. 💔اِوِجلین که خیلی ناامید شده، تصمیم میگیره با جَکس، شاهزادهی کاریزماتیک اما شرور قلبها، معامله کنه تا جلوی اون عروسی رو بگیره و قلب شکسته خودش رو ترمیم کنه. 🤝 اما خب، همونطور که انتظار میره، جَکس بهش خیانت میکنه و اِوِجلین قسم میخوره که دیگه هیچوقت بهش اعتماد نکنه. 🙅♀️ولی داستان اینجا تموم نمیشه! اِوِجلین متوجه میشه که خودش یه جور جادو داره و باهاش میتونه «پایان خوش» دزدیده شدهاش رو پس بگیره. ✨ اما یه نفرین جدید داستان رو پیچیدهتر میکنه و اِوِجلین مجبور میشه دوباره با شاهزادهی قلبها، یعنی جَکس، همکاری کنه، البته این بار با قوانین عوض شده! 🎲سفر اِوِجلین به سمت شمال باشکوه شروع میشه تا «پایان خوش» خودش رو پیدا کنه و در ظاهر هم به نظر میرسه پیداش کرده: ازدواج با یه شاهزادهی خوشتیپ و زندگی تو یه قلعهی رویایی. 🏰 اما اِوِجلین خبر نداره که این داستان پریان چه بهای وحشتناکی داره و شوهرش مصممه که اون هیچوقت نفهمه… 🤫کاور صورتی
استفانی گاربر نویسنده آمریکایی داستان های نوجوان و بزرگسال است.گاربر در ابتدا، زمانی که دانشجوی کالج بود، در اوقات فراقت خود شروع به نوشتن کرد . او چندین رمان نوشت و برای چاپ بسیاری از آن ها جواب رد شنید ، تا اینکه کتاب چهارمش ،” یک اپرا فضایی ” نظر مدیر یک انتشارات را جلب کرد. اما فروش کتاب “اپرای فضایی” موفقیت آمیز نبود و پس از آن “کاراوال ” را نوشت.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.