فکر کن توی دنیایی زندگی میکنی که مدتهاست آرزوی فرار داری. جایی که تنها راه خلاصیت، شرکت توی یه بازی خیلی خاصه. این بازی، یه نمایش سالانه و افسانهایه که هر سال توی یه مکان متفاوت برگزار میشه و مردم از سراسر دنیا برای دیدن یا حتی شرکت کردن در اون میان.
شخصیت اصلی ما، «اسکارلت»، همیشه رویای فرار از دست پدر ظالمش و زندگی توی دنیای «کاراوال» رو داشته. اما وقتی بالاخره شانس شرکت توی بازی رو پیدا میکنه (البته نه اونطوری که فکر میکنه!)، همه چیز پیچیدهتر از چیزی میشه که تصورش رو میکرد.
«کاراوال» فقط یه بازی نمایشی نیست؛ بلکه مجموعهای از شعبدهبازیها، توهمات، و بازیهای روانیه که شرکتکنندهها رو وادار میکنه تا برای برنده شدن، دست به هر کاری بزنن. جایزه؟ یک خواسته که برآورده میشه!
اما چیزی که «اسکارلت» رو بیشتر از همه درگیر میکنه، اینه که انگار مرز بین بازی و واقعیت کمکم از بین میره. آیا کسانی که توی بازی میبینتش، واقعاً همون آدمها هستن؟ آیا اتفاقاتی که میفته، بخشی از نمایشه یا حقیقت داره خطرناکتر از چیزی که فکر میکنه از آب درمیاد؟
این کتاب پر از چرخشهای داستانی غافلگیرکننده، عشقهای ممنوعه و پرمخاطره، و فضاسازیهای شگفتانگیزه که تو رو تا آخرین صفحه روی صندلی نگه میداره. اگه دنبال یه داستان فانتزی هستی که پر از معما، جادو، و هیجانه، «کاراوال» منتظرته!
استفانی گاربر نویسنده آمریکایی داستان های نوجوان و بزرگسال است.گاربر در ابتدا، زمانی که دانشجوی کالج بود، در اوقات فراقت خود شروع به نوشتن کرد . او چندین رمان نوشت و برای چاپ بسیاری از آن ها جواب رد شنید ، تا اینکه کتاب چهارمش ،” یک اپرا فضایی ” نظر مدیر یک انتشارات را جلب کرد. اما فروش کتاب “اپرای فضایی” موفقیت آمیز نبود و پس از آن “کاراوال ” را نوشت.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.