بری بعد از تجربهی یه اتفاق تلخ، تصمیم میگیره از گذشته فرار کنه و جایی رو پیدا کنه که بتونه دوباره نفس بکشه. شهر کوچیکی به اسم Pelion براش میشه پناهگاهی برای شروع دوباره.
اونجا همه چیز سادهست… تا وقتی که با آرچر هیل روبهرو میشه — مردی متفاوت، ساکت و مرموز که مردم شهر تقریباً فراموشش کردن.آرچر سالهاست در سکوت زندگی میکنه. حادثهای در کودکی باعث شده صداش خاموش بشه و گوشهگیر بشه. اما سکوتش پر از چیزهایییه که نمیتونه بگه… پر از احساساتی عمیق و زخمی قدیمی.وقتی بری با او ارتباط برقرار میکنه، یاد میگیره چطور با دلش “گوش بده”، نه با گوشهاش. کمکم بینشون رابطهای شکل میگیره که فقط عشق نیست — نوعی فهمیدن و پذیرفتنِ کاملِ آدم مقابلته، با زخمهاش، با سکوتش، با همهی چیزی که هست.این رابطه نه فقط برای آرچر، بلکه برای بری هم یه مسیر درمانه. هر دو یاد میگیرن که گاهی عشق یعنی همین… امن بودن کنار کسی که لازم نیست جلوش نقش بازی کنی.
میا شریدن، نویسنده ای آمریکایی است. شریدن در فهرست پرفروش ترین نویسندگان نیویورک تایمز، USA Today و وال استریت جورنال قرار داشته است. علاقه ی اصلی او، پرداختن به داستان های عاشقانه ی واقعی از افراد پیرامون خود است.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.