تصور کن اپرای پاریس، یه جای پر از شکوه و مخمل! اما زیرِ صحنه، یه شبحِ نابغهی موسیقی زندگی میکنه که صورتش رو همیشه پشتِ یه ماسک پنهان میکنه. :performing_arts: اون عاشقِ صدای یه خوانندهی جوون به اسم «کریستین» میشه و یواشکی بهش درس آواز میده تا ستاره بشه.اما عشقِ این شبحِ مرموز، کمکم تبدیل به یه وسواسِ خطرناک میشه. وقتی «رائول»، عشقِ دوران بچگیِ کریستین، دوباره پیداش میشه، همه چی به هم میریزه. شبحِ حسود نمیتونه این وضعیت رو تحمل کنه و اپرا تبدیل به میدونِ بازیِ عشق و ترس میشه.در واقع، «شبح اپرا» یه داستانِ تراژیکِ عاشقانهست که نشون میده چطور زیباییِ هنر میتونه با تاریکیِ تنهایی و عشقِ بیمارگونه گره بخوره. همین ترکیبِ خاص باعث شده این قصه صد ساله ما رو افسون خودش کنه!
«گاستون لورو» (۱۸۶۸ـ۱۹۲۷) روزنامهنگار و نویسندهٔ فرانسویِ ژانر معمایی و دلهرهآور است که با کتاب «شبح اپرا» به شهرت جهانی رسید؛ اثری که الهامبخش اقتباسهای ماندگاری در سینما و تئاتر شده است. او پیشتر با کتاب «راز اتاق زرد» (۱۹۰۷) کارآگاهِ محبوبش «ژوزف رولهتابیل» را معرفی کرد.«لورو» پس از دورهای پرخرج و آشوبناک، از گزارشگری قضایی و نقد تئاتر به خبرنگاری بینالمللی رسید و انقلاب سال ۱۹۰۵ روسیه را پوشش داد. در سال ۱۹۰۷ روزنامهنگاری را رها کرد و رماننویسی را در پیش گرفت؛ سپس با همکارانش شرکت Cinéromans را ساخت تا کار رماننویسی و فیلمسازی را همزمان پیش ببرد. جایگاه او در ادبیات پلیسی فرانسه همسنگِ «دویل» و «پو» در سنت انگلیسی و آمریکایی دانسته میشود.او در سال ۱۹۰۹ نشان «شوالیهٔ لژیون دونور» را دریافت کرد. در زندگی شخصی دو بار ازدواج کرد و یک پسر و یک دختر داشت؛ دخترش در برخی فیلمهای شرکت خانوادگی نقشآفرینی کرد. «لورو» در ۵۸سالگی در «نیس» درگذشت، اما قهرمانش «رولهتابیل» و افسانهٔ «شبح اپرا» همچنان در فرهنگ عامه زندهاند.دو کتاب «راز اتاق زرد» و «شبح اپرا» از او به فارسی نیز ترجمه شدهاند.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.