📍 بریم اسکاتلند، سال ۱۸۱۷:
جایی که سایهی طاعون همهجا رو گرفته و زن بودن یعنی ممنوعیت علم.
هیزل سینت، دختر جسور و بلندپرواز، توی عمارت تاریک خانوادگیش با قورباغهها آزمایش میکنه تا رؤیای پزشک شدنش رو دنبال کنه. اما وقتی از کلاس دکتر بیچم اخراج میشه، تصمیم میگیره خودش راهش رو پیدا کنه.برای تمرین کالبدشکافی به جسد واقعی نیاز داره… و همینجا پای جک رو به ماجرا باز میشه: مردی که شبانه از قبرها جسد بیرون میکشه و به دکترها میفروشه تا زنده بمونه ⚰️
هیزل و جک با هم شریک میشن تا در میان قبرها و تاریکیهای ادینبورگ، رازهایی رو کشف کنن که مرگ هم جلودارش نیست — و شاید وسط این سایهها، عشق هم راهی به قلبشون پیدا کنه 😭✨️🔥 وایب داستان:
1. فضای گوتیک و عمارتهای تاریک 🕯️
2. عشق ممنوعه و دزدکی ❤️
3. دختر قوی و قانونشکن 💪
4. دزدهای قبر و خطر شبانه ⚰️
5. معما و رازهای پنهان 🔎🎭 اگر عاشق فضاهای گوتیک، شخصیتای زن جسور و ماجراهای عاشقانهـی غیرکلیشهای هستی، این کتاب حسابی قلبت رو میبره 💞
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.